‘هر راهرو با مته سوراخ کردن علائم یک تهاجم ارتش’


من راه می رفت آشغال, خراشیده تا راهرو. من راه می رفت در میان مرده جعبه ها و قفسه های خالی. من راه می رفت در میان راه رفتن مرده, چشم لعاب و ابرو furrowed که اگر خود را به درخواست “اگر که رفته پس چه می توانم خرید به جای؟”.

Williamson’s Foodworks in Gisborne has implemented new store trading hours to combat ‘tourist shopping’.

ویلیامسون Foodworks در گیسبرن اجرا کرده است فروشگاه جدید معاملاتی ساعت برای مبارزه با ‘توریست خرید’.اعتبار:Paul Rovere

من راه می رفت راهرو از سه سوپر مارکت ها به دنبال بستر زن سبک و جلف و شیر و نان است.

روز دوشنبه صبح نشستم با سگ در یک کافه در Gisborne, به عنوان ما معتاد و تماشای افزایش حجم جلو اتومبیل به سوپر مارکت در سراسر جاده. “مشغول این وقت صبح” گفت: من به سگ.

من رفتم پایین بعد برای خرید چند ضرورت: بستر زن سبک و جلف و شیر و نان است. این وسیله بودند ضخیم با مردم است. من پشت کردم و فکر کردم “بعد امشب … که خواهید بود برو”. بنابراین من خودم را در ساعت هشت به دنبال بستر زن سبک و جلف و شیر و نان است.

تبلیغات

این در واقع یک چیز عجیب و غریب در یک نگاه کاملا خالی دیوار یخچال که در آن شیر باید شده اند و چیزی را ببینید. حتی شیر سویا. حتی شیر بادام. هرگز قبل از من تا به حال این را تجربه کرده. بله این یک مشکل جهانی اول, من می دانم. من خندید اگر شما نمی خنده شما ممکن است گریه.

هر راهرو با مته سوراخ کردن علائم یک حمله به ارتش. نشانه هایی گفت: “حد یک یا دو برپا شد و در سمت چپ آویزان. یک بی کس شیشه gherkins نشسته به تنهایی دوستش حتی در چنین زمان. خوشبختانه آن شب لذت بخش برای یک قدم زدن من دلداری خودم که من یکی سمت چپ زده در فروشگاه های دیگر. و هنوز هم ماشین پارک شد ، اما وجود دارد هیچ مبارزه دیده می شود. شاید همه بیش از حد خسته از جستجو و جمع آوری و ذخیره سازی برای بلند کردن انگشت.

با وجود ملبورن بی شفقت خزش نسبت به Gisborne, آن را هنوز هم می بیند خود را به عنوان یک کشور شهر است. سه سوپر مارکت ها و دو ده مکان برای دریافت یک قهوه گواه رشد آن, اما آن را هنوز هم احساس روستایی است. و آن را احساس می کند و درد دیگر شهرها مانند وودند زمانی که اخبار می آید در آن ساکنان تحت محاصره توسط out-of-towners به دنبال نه برای conviviality اما بی ادب بیان بازرگانی و تجلی خود را در تمیز کاری از قفسه.

بعد از آن در هفته Gisborne چیزی کاملا خارج از شخصیت خود است. این باعث می شود اخبار. Foodworks اتحاد برقرار خرید رژیم نه تنها از تعداد آیتم ها, اما این نوع از مشتریان و ساعت خود را. آن آغاز می شود: “توجه فوری به تمام مشتریان. به علت کمبود سهام ما مجبور به پیاده سازی تغییرات زیر.” پس از آن می رود به غیر از تغییر خرید ساعت زمانی که ممکن است برخی فروشگاه در اولویت به دیگران است. آن را نیز استخدام bouncers به اجرای تغییرات. Bouncers در یک سوپر مارکت در گیسبرن. مطمئنا این حقیقی بار.

مردم محلی موتر در مورد کوچک, اتوبوس, ورود, تخلیه مسافران خود را که بازگشت به اتوبوس لادن با کالا و خروج بسیار به عنوان یک خود را ترک کنند. در اینجا آنها را خرید و ترک. کمی از جاده ها مسدود هستند ، tailback شبیه به ساعت اوج در شهرستان. شبیه همه چیز اتفاق می افتد در وودند 15 دقیقه تا کلدر بزرگراه. شبیه همه چیز اتفاق می افتد در Kerang, دنیلیقوین و Lorne.

این است که عشق در زمان وبا این انبوهی و احتکار در زمان بیماری همه گیر. سه نامه از کلمه و شما آن را داشته باشد.

هر روز صبح از هفته گذشته پارک خودرو نزدیک به کامل در باز کردن ساعت. آنها اقامت کامل در تمام طول روز. اتومبیل آمدن و رفتن رانندگان جستجو برای آن گریزان رول کاغذ توالت است که آخرین بسته ماکارونی و حتی در حال حاضر وجود دارد هیچ لباس شستن مواد شوینده. چگونه اغلب مردم شستن لباس های خود را ؟ چگونه آنها فکر می کنم سرایت خواهد محدود آنها است ؟ قصاب در کنار لی لی-محافظت سوپرمارکت قرار دادن یک علامت در پیاده رو خارج از فروشگاه خود را. آن را می خواند: “مهربان باش.”

چگونه می توان ایمنی بدن را از این ذهنیت گله? اسکات موریسون می گوید احتکار است “unAustralian”. هیچ چیز اتفاق می افتد. روز بعد او beseeches: “من نمی تواند بیشتر بی پرده در مورد آن. آن را متوقف کند.” هیچ درمانی وجود دارد. نیروهای بازار و ترس از ناشناخته ها را مغلوب ساختن پیشی جستن هر گونه بحث معقول است. در حال حاضر در یک سوپر مارکت بچه خواهد شد و تقاضا از شما برای قرار دادن مجموعه ای از قلم اگر شما در حال رفتن به یکی دیگر را انتخاب کنید. خدا شما را نمی توان با برگزاری دو بسته. شما نمی به عنوان خوانده شده نشانه ؟ یکی و تنها یکی است.

در اوایل این هفته من شوخی با دختر پرداخت: “مشغول است؟” او نورد چشمان او. “دوشنبه ها معمولا مرده” او پاسخ داد. من خندید و من در زمان لازم الاجرا دو کیسه از بستر زن سبک و جلف.

رفتم به گرگ و میش در جستجوی شیر و نان است.

وارویک McFadyen یک میز ویرایشگر برای سن.

بیشترین بازدید فیلم ها در ملی

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>