چگونه بمبئی شهری که هرگز نمی خوابد شده ارائه شده somnolent

در یک جمع کوچک یکی ملایم زمستانی شب تا چندی پیش بحث نوسان به طور معمول به این شهر اصلاح ناپذیر ترافیک. 15 دقیقه سفر در زمان من یک ساعت گفت: اچ. یکی دیگر از اظهار تاسف کرد که این شهرستان در جاده ها بودند شاید بیشتر overworked در جهان است. هرگز خالی هرگز استفاده کنید.

نه باران و نه شورش, حتی یک حمله تروریستی از جمله یکی در 26/11 یا 12 انفجار که پاره پاره از طریق آن در سال 1993 موفق به گیره شهر پایین. هر زمان بمبئی روح سرکش غالب — راهپیمایی به دفاتر jostled راه خود را به بسته بندی حمل و نقل عمومی و نورد به کلیشه سرفصل ها و مکالمات است که به دنبال توضیح این غیر قابل توضیح رفع خستگی ناپذیر در برابر سختی و حمله.

اما این بار این شهرستان دارای فر و خود را قفل شده است در. آن متروک خیابان نگاه مانند یک تصویر از یک وهم آور sci-fi movie — به عنوان اگر برخی از بیگانه به سرقت از آنها را در تمام طول زندگی. بمبئی روح به نظر می رسد که بصورتی پایدار و محکم در بطری.

البته وجود دارد بسیاری از کسانی که استدلال می کنند که روح بود بطری در یک مدت زمان طولانی پیش. سلمان رشدی نوشته شده در بسیاری از مقالات چگونه این نیست بمبئی او می داند و یا در آن بزرگ شده. Naresh Fernandes ویرایشگر رفته.در و نویسنده زندگینامه بمبئی (شهر شناور) می نویسد که اصطلاح “روح بمبئی” نسبتا مدرن ترکیب و که در آن پدید آمده از بمباران کردن شهر است. او آثار آن به مارس سال 1993 زمانی که یک روز پس از 12 اتومبیل بمب پاره پاره از طریق بمبئی شهرستان برداشت خود و به کار رفت. تصویر و استعاره باقی ماند با آن از.

MUMBAI, CST, Chatrapati Shivaji terminus

او می نویسد: “انفجار بمب تخم ریزی خواهد بود یکی دیگر از افسانه: که از “روح بمبئی’… اولین بار که من به یاد داشته باشید از شنیدن این عبارت بود که در یک قسمت از اخبار در برنامه این هفته”. او معتقد است که انعطاف پذیر انرژی است که از این واژه مخفف بلند رفته است. سرکش اراده مردم است که مورد ستایش قرار داد به طوری که اغلب توسط سیاستمداران و دیگران این است که فقط تلاش برای چشم پوشی کند بیحس کننده از روح آن است.

شاید این فقط یک راه است که این شهر آموخته است برای مقابله با این ترس که همواره بخشی از آن روان است. وحشت به راه می رفت خیابان های آن قبل از: در سال 1992 هنگامی که آن را متصلب توسط شورش پس از تخریب ببری مسجد; پس از انفجار چند ماه بعد در سال 1993; در طول شیوع وبا در اوایل 1900s; و راه بازگشت در طول طاعون در 1896-97.

جنگ همه گیر و متناوب خشونت در طول سال باید همه چپ بمبئی کبود و ضرب و شتم. اما هیچ چیز تا به حال تخلیه خیابان های آن و یا نگه داشته و مردم را از رفتن به کار می کنند. سالمندان پارچه های تجاری که پدر خود را تنظیم نساجی تجارت در یکی از قدیمی ترین بازارهای شهر Mooljee Jaitha بازار قبلا صحبت به کسب و کار استاندارد مورد تجارب خود در طول جنبش هند ترک زمانی که مهاتما گاندی خواسته معامله گران برای سوزاندن تمام کالاهای خارجی. معامله گران به فروش می رسد خود را وارد پارچه در صبح و سپس بسته فروشگاه برای رفتن به شرکت در این آتش که روشن بودن همه در اطراف پایانه ویکتوریا (در حال حاضر Chhatrapati Shivaji Maharaj پایانه). هر کسی بپرسید و آنها به شما خواهد گفت این: بیا چه ممکن است dhandha (کسب و کار) برای رفتن بر روی.

MUMBAI

“من به یاد داشته باشید بمبئی مانند این همیشه می گوید:” یک زن 88 ساله ساکن. او در شهر و در ادامه به عنوان یک به طور منظم در زمین گلف که او rues در حال حاضر تعطیل شده است. تنها قیاس او می تواند در قرعه کشی بین شهرستان امروز و یکی از خود را در حافظه زندگی امتداد بازگشت به 1942. ارتش ژاپن بود انداختن بمب در مجاورت و پدر او وحشتزده در حال فرار خود را از خانه و مغازه به بازگشت به روستای مادری خود را در Rajkot در گجرات. “پدر من دادند و من از پنجره خانه ما در دیوانه تقلا برای فرار از شهر و بازگشت به خانواده های ما,” او به یاد می آورد. آنها در زمان یک قطار صفحه اصلی اما در چند ماه بودند در مرکز شهر Ghatkopar جایی که آنها زندگی می کردند در آن زمان است.

فعلی مستند به ارمغان آورده است عجله از خاطرات در میان بسیاری از نسل او. یکی از ساکنان که در اواخر 70s به یاد می آورد Samyukta ماهاراشترا جنبش از اواخر دهه 1950 و ’60s. ماهاراشترا شد تبدیل شدن به یک تک زبانی دولت و خارجی ها (کسانی که صحبت هر زبان دیگر) بودند که هدف قرار دادند. در وحشت گرفت که خانواده ها به خود جلب کرد با هم تجمع در اتاق تنها — گاهی اوقات حتی 18-20 در یک زمان در یک شهرستان که در آن فضا همواره پیروز شدن.

فضا و زمان دو شهر بزرگ نگرانی نیز در میان آن starkest نشانگر در یک مستند. در میان وزوز از شستن دست و جسمی در فاصله های مختلف مسنجر نرم افزار و سیستم عامل رسانه های اجتماعی مشترک خودداری مورد چگونه یک نفر می تواند (فرضی البته) zip را به دروازه هند از قهوهای مایل به زرد (دو به پایان می رسد از شهر در راه) فقط در حدود 30 دقیقه — یک سفر است که در غیر این صورت نزدیک به دو ساعت.

GATEWAY OF INDIA, MUMBAI

در شهرستان از رویاهای زمان پول است و به طور ناگهانی آن میلیون به علاوه ساکنان چپ با تعداد زیادی از آن. آن را به شدت دستپاچه بسیاری از هرج و مرج و جنون که بخشی از زندگی خود را. اما آن را نیز (برای افراد خاص generation) گرفته شده آنها را به یک زمان ساده تر زمانی که همه چیز را نمی شد یک برنامه دور و کارهای خانگی یک ماده از روال روزمره. پس از اصلاحات اقتصادی که بسیاری از خانواده ها استفاده می شود برای امروز نمی تواند درک زمانی که یکی تا به حال به راه رفتن به یک فروشگاه و یا انبار کردن جیره.

یک خانواده گفت که حس همبستگی است که در حال احضار به مبارزه جهانی همه گیر به آنها یادآوری از سال 1971 زمانی که هند و پاکستان به جنگ رفت بیش از آزادی از بنگلادش است. مردم می دانستند که آنها در مبارزه با مبارزه بزرگ پس از غذا جیره بندی و به اشتراک گذاشته شده و عصرها معمولا صرف نشسته اند و توسط یک رادیو. در حالی که خانواده ها در داخل خانه نگهداری می شود و به حال خود ویندوز سوار کردن آنها با آسودگی توسط این واقعیت است که همسایگان و یا عموزاده بودند فقط یک دیوار (و یا فریاد زدن) به دور است.

در این مستند مهم نیست که چگونه بسیاری از شباهت های حافظه بیل از رویدادهای گذشته و انجمن وجود دارد یک چیز است که هیچ سابقه: جداسازی است که به آن تحمیل شده بر مردم است. برای یک شهرستان که در آن پیوسته تماس انسان طبیعت دوم است شبیه به تنفس و راه رفتن این بزرگترین سازگاری مردم را.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>